قدم می زنیم در برف و کلاغ و باد
درخت هست، صندلی و آسمان
فکر می کنیم، می خندیم، می ترسیم
هوس بازی هست،
شیطنت،
ذوق،
فریاد...
دل نمی بندیم؟
پی نوشت:
بودن با دوستانی خوب و لذت بردن از زندگی، غنیمت است در این روزهای زمستانی
هییییسسس!
"ای من، ای زندگی!
در میان این همه واگویه پرسش،
در میان زنجیره بی پایان بی ایمانان،
در شهرهای آکنده از ابلهان،...
ای من، ای زندگی!
به چه باید دل خوش داشت؟
-پاسخ-
به این که تو این جایی،
که زندگی هست و یگانگی،
که نمایش بزرگ هنوز بر جاست
تا تو هم کلامی بر آن بیافزایی."
والت ویتمن، ترجمه حمید خادمی، از کتاب انجمن شاعران مرده
پی نوشت:
قرار است چه بیافزاییم به این نمایش بزرگ؟ اگر بدانیم، دلیل هستی را یافته ایم!
حالم عجیب خوب است پس از دیدن فیلمی که از روی کتاب بالا ساخته شده...عجیب!
تمام نمی شود این بغض فراگیر؟
هر روز، حوالی غروب، باید بیاید و بودنش را با صدایی بلند فریاد زند؟
از تاریکی بیزارم این روزها
علاجش چیست؟
شعر؟
آسمان و ابر و انتظار
چه سه گانه غریبی است
روایت روزهای بی حوصله
وقتی در پست قبلی، برای دوستانم در پیش برد اهداف انسانیشان آرزوی موفقیت کردم و آن گاه که از امیدواریم برای صرف فعل موفقیت در اول شخص جمع نوشتم، از امیدهای واقعیم حرف می زدم. برای همین هم بود که بخش عمده آن مقاله، در مورد جا انداختن این موضوع بود که مردان هم ضربه های بزرگی می خورند از رواج مناسبات مردسالارانه در جامعه. اما هنگامی که از مکالمات رد و بدل شده در دومین جلسه تدوین منشور زنان در مورد حضور یا عدم حضور مردان با خبر می شوم، می فهمم که تلقی هایمان بسیار فاصلا دارد با چیزی که بتوان مشترکش خواند! وقتی بیشینه فعالان یک حرکت اجتماعی، این گونه بر مرزبندی با هم نوعانشان تاکید می کنند و اصرار دارند که بخش هایی از یک جنبش مشترک تنها از آن خودشان است، اگر پایه های استدلالیت سست باشد و یا اطمینان نداشته باشی بر مسیری که در آن گام نهاده ای، ممکن است بر غلط خواندن کلیشه های جنسیتی و نادرست فرض کردن مرزبندی های مرسوم هم شک کنی! می گویند در مسیر ایجاد تغییر در هر روند نادرستی، مشیی موفق است که در حرکتی تدریجی معاند را به مخالف، و مخالف را به موافق بدل کند. بعید می دانم مسیر اختیار شده توسط دوستانم این گونه به آینده نظر داشته باشد...
از آرزوهای دوگانه نوشتار قبل، قسمت دوم را برای خود نگاه می دارم و بخش اول را دوباره تقدیمشان می کنم. پیروز باشید دوستان من که هدفتان، هدف ما نیز هست و اصلا در تلاش برای رسیدن به جامعه ای برابر، صحبت از شما و ما، معنایش را از دست می دهد. کاش همه مان این را درک کنیم!