‏نمایش پست‌ها با برچسب زنان و مردان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زنان و مردان. نمایش همه پست‌ها

۲۲ اسفند ۱۳۸۸

عدم اجازه ورود بانوان به سالن های مسابقه ها موضوعی نیست که مسوولان فیفا از کنار آن بگذرند

ما میزبانی جام جهانی (فوتسال) 2012 را می خواهیم. شانس ما برای گرفتن میزبانی چقدر است؟
تایلند، چین، استرالیا، مصر و چند کشور اروپایی نیز کاندیدای در اختیار گرفتن مسابقه های جام جهانی هستند. برای برگزاری مسابقه های جهانی به حداقل دو استادیوم با گنجایش بالا نیاز است حتی اگر این دو استادیوم در دو شهر متفاوت باشند. اصفهان و ایران از نظر هتل مشکلی ندارند اما بزرگ ترین ایرادی که می تواند شانس ایران را برای در اختیار گرفتن این مهم کم کند، عدم اجازه ورود بانوان به سالن های برگزاری مسابقه ها است و این موضوعی نیست که مسوولان فیفا از کنار آن بگذرند چرا که خانواده ها علاقه مندند در کنار هم مسابقه ها را تماشا کنند. در اختیار گرفتن این میزبانی یک رقابت تمام عیار ایران با چند کشور مطرح دنیاست و بدون شک برای کسب این مهم باید در برخی موضوع ها تجدید نظر کنیم. چند کشور از جمله ایران متقاضی کسب میزبانی جام جهانی فوتسال هستند و به همین دلیل کفاشیان باید از میزبانی ایران دفاع کند. پس اگر میزبانی می خواهید باید بانوان را به ورزشگاه ها راه بدهید. باز هم می گویم این رقابت ها چند متقاضی همچون ایران، تایلند، چین و چک دارد. اطلاعاتی از مسابقات جام باشگاه های آسیا جمع کرده ایم که در تصمیم گیری ما تاثیر زیادی دارد. با توجه به اینکه علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال عضو کمیته فوتسال فیفا نیز هست او باید در زمان مورد نظر از میزبانی ایران دفاع کند.

موانع اخذ میزبانی توسط ایران را بیشتر باز می کنید؟
ممکن است AFC این مساله را به خاطر حضور تماشاگران پرشمار و علاقه مند ایرانی که فوتسال را می فهمند و خیلی خوب آن را درک می کنند، نادیده بگیرد اما فیفا این مساله را قبول نخواهد کرد. از نظر فدراسیون جهانی فوتبال نباید تفاوتی بین خانم ها و آقایان در ورود به سالن و تماشای مسابقات وجود داشته باشد. البته این بدین معنا نیست که با حضور خانم ها یک طرف و آقایان طرف دیگر سالن موضوع را بپذیرد بلکه این دو باید در کنار هم و به صورت خانوادگی تماشاگر مسابقات باشند. از نحوه برگزاری مسابقات خیلی لذت بردم فقط یک مشکل وجود داشت و آن هم وضعیت اینترنت بود. ما در اطلاع رسانی مشکل داشتیم اما در بقیه موارد همه چیز موفقیت آمیز بود و به اصفهانی ها تبریک می گویم.

از: مصاحبه اختصاصی روزنامه «بهار» با رئیس ژاپنی کمیته فوتسال آسیا و نایب رئیس «ای اف سی»، اوگورا


تکمیلی(پاسخ سریع رييس فدراسيون فوتبال به اظهارات رئيس کميته‌ي فوتسال AFC):
ایسنا :رييس فدراسيون فوتبال کشورمان در پاسخ به اظهارات رئيس کميته‌ي فوتسال AFC پيرامون الزام حضور بانوان در سالن ها به منظور تماشاي مسابقات فوتسال، براي در اختيار گرفتن مزباني جام جهاني 2012 اظهار كرد: به شخص ايشان توضيح داده‌ام که به دليل استقبال پرشور آقايان براي تماشاي بازي‌هاي فوتسال و ظرفيت محدود ورزشگاه هايي که در حال حاضر در اختيار داريم، براي حفظ جان بانوان به آنها کمتر اجازه ي ورود به سالن ها را مي‌دهيم! از نظر ما حضور بانوان به منظور تماشاي مسابقات فوتسال ايرادي ندارد و با ورود آنها مقابله نخواهيم کرد. مطمئنا براي مسابقات جام جهاني که از سالن‌هايي با ظرفيت بيشتر استفاده مي کنيم، تمهيداتي را براي حضور بانوان در سالن هاي برگزاري مسابقات در نظر خواهيم گرفت. البته با توجه به اين که بنده در کميته ي فوتسال فدراسيون جهاني فوتبال نيز عضويت دارم، گزارش کاملي را به ديگر اعضاي اين کميته ارائه و تمايل ايران را براي ميزباني از مسابقات جام باشگاه هاي جهان در رشته ي فوتسال با آنها مطرح خواهم کرد. مطمئنا از هيچ تلاش براي گرفتن امتياز ميزباني مسابقات بين المللي فوتسال دريغ نمي کنم.
از: ایسنا

۱۲ آذر ۱۳۸۸

در شب سرد زمستانی

دلتنگ نوشتنم.

این روزها که وقتم آزادتر است از همیشه، این روزها که از زیادی حرف های نگفته گاهی حس می کنم که دارم خفه می شوم، این روزها که هجوم کلمه آن قدر واقعی است که گاهی باید دو دستی دهانت را بگیری تا بیرون نریزد، به خاطر کدام بی حوصلگی، کدام تنبلی بی دلیل یا کدام ترس از ردیف کردن کلمات است که نمی نویسم؟! 25 نوامبر گذشت و من هیچ یاد نکردم از همه سال هایی که مراسم "روز جهانی نفی خشونت علیه زنان" را در دانشگاه می گرفتیم و پُر بودیم از حس خوشایند مفید بودن؛ تو بگو توهمی بیش نبوده حتی! هیچ نگفتم از سخنان دبیر کل سازمان ملل که بر نقش مردان در محو خشونت علیه زنان در جهان تاکید کرد و مقایسه اش نکردم با سخنان بعضی از مدافعین حقوق زنان در ایران که مردها را بیشتر دشمن می بینند انگار و حضورشان را تهدیدی می دانند و نه فرصتی برای انسانی تر کردن جامعه ای که در آن هیچ چیز جای خودش نیست! کاش با همین چند خط کوتاه یخ نوشتنم بشکند و حرف هایم بیرون بریزد تا آزادتر نفس بکشم در زمستانی که این همه سرد است و تلخ و وبلاگ هایش هم کم رونق و کم مهمان. کاش بیشتر بنویسیم همه مان و بیشتر یاد بگیریم راه های گفت و گوی بی عُقده را و بیشتر بدانیم قدر این داد و ستدهای فکری و مجازی را در دنیایی که آدم ها این قدر دورند از هم... .

International AIDS Day


۳۰ آذر ۱۳۸۷

In the mood for drilling 3

هوای ابری را بیشتر دوست دارم. ابری که باشد، شاید، برای دقیقه‌ای هم که شده، در همان نقطه‌ای از آسمان که خورشید انتظار می‌کشد برای جلوه‌گری، تکه ابر کوچکی به کناری رود، نوارهای سپیدی ظاهر شود و خطی از آتش بنشاند بر آخرین نقطه‌ی تلاقی آب و آسمان. این روزها ارزش حضور گاه و بی‌گاه همه‌ی زیبایی‌های زندگی را زیاد می‌فهمم...

این‌ها را سه روز پیش نوشته بودم. می‌شود چهارشنبه. مدتی‌است که لحظه‌شماری می‌کنم برای آمدن. روزها می‌آیند و می‌روند. چند روز گذشته سرعت حفاری بالا بود و طبعاً کار ما هم زیاد. بعضی شب‌ها آخرهای شیفت که می‌شد، دیگر سرسام گرفته بودم از حجم زیاد گزارش‌ها و نمودارها و تفسیرهای زمین‌شناسی که باید آماده‌شان می‌کردم و تحویل می‌دادم. مته‌ی عزیز هم که رحم نمی‌کرد به حجم انبوه سنگ‌ها و صخره‌های سر راه. هر جنسی که داشتند، از سخت و نرم می‌زد و پایین می‌رفت. سرعت حفاری گاهی به 20 متر در ساعت هم می‌رسید که برای عمق بیش از 2000 متر کم نیست. دیروز ولی خوشبختانه در عمق 2410 متری دیگر مته کم آورد و سرعت به 2 تا 3 متر در ساعت و گاهی هم کمتر رسید. همین است که یکی یکی لوله‌ها را از بالا باز کردند و بالا آمدند تا مته به سطح برسد و عوضش کنند.وقتی به سطح رسید من خواب بودم ولی همکارانم می‌گفتند که درب و داغان بود و همه‌ی دندانه‌هایش خورده شده. حق هم داشت بیچاره با آن همه حفاری!

کار که داشته باشی زود می‌گذرد ولی پر از دویدن و شتاب. حواست باید هزار جا باشد تا اطلاعات غلط گزارش نکنی و گیر نیفتی. امروز آرامم ولی. همین است که فرصت کرده‌ام بنویسم و امیدوارم بتوانم تا صبح پُستش کنم. قبل از این که حفاری این بخش شروع شود و 800 متر را یک‌جا بزنیم، وقت کردم بخش‌هایی از مصاحبه سوزان فالودی را با مجله الکترونیکی Mother Jones ترجمه کنم. کمی هم درباره کتاب Backlash فالودی توضیح دادم و برای میدان فرستادمش. خیلی کوتاه است ولی طبعاً از هیچ بهتر. همین که بخشی از توضیحات فالودی درباره‌ی آخرین کتابش که به مسأله مردان و کلیشه‌های جنسیتی دنیای امروز می‌پردازد خوانده شود هم خوب است. شاید هم خواننده را ترغیب کند برای خواندن اصل مصاحبه که البته انگار در تهران فیلتر است. خوشبختانه این‌جا اینترنت را از دکل می‌گیریم و خودشان دیش دارند و پروکسی‌ای در کار نیست.

سعی می‌کنم از خواندن فاصله نگیرم. در واقع این‌که این‌جا وقت برای سر زدن به اینترنت کم است و همیشه در دسترس نیست، باعث می‌شود که بیشتر کتاب بخوانی و وقت تلف نکنی در فضای مجازی. لینک‌ها را باز می‌کنم و هر وقت شد می‌خوانمشان. گاهی در یونیت و گاهی در اتاق. سعی می‌کنم هر روز یا لااقل یک روز در میان ویولن الکترونیکم راهم دست بگیرم و تمرین کنم تا انگشت‌ها خُشک‌تر از این که هستند، نشوند! صدایش از هدفون بیرون می‌آید البته و باعث می‌شود ساکنین اتاق‌های اطراف سرسام نگیرند.

همین‌ها دیگر. روزهایم سریع می‌گذرند ولی تمام نمی‌شوند. هنوز به نتیجه نرسیده‌ام که حاصل جمع همه‌ی بدی‌ها و خوبی‌های زندگی در دریا مثبت است یا منفی. باید اعتراف کنم که کفه‌ی منفی سنگین‌تر بوده تا کنون؛ اما نه آن‌قدر که مطمئن شوم برای تغییر شیوه‌ی زندگی. تا ببینم...

جمعه، 29 آذر 87

۴ خرداد ۱۳۸۷

تلویزیون، زنان، استادیوم

در این لحظات، جناب تاج، نایب رئیس فدراسیون فوتبال، در حال پیچاندن بحث سهمیه ایران در لیگ حرفه‌ای آسیا و احتمال ارتباط آن با مساله ورود زنان به ورزشگاه‌ها است! برنامه‌ی بدون حرارت و کم‌خاصیت ورزش از نگاه دو با مجری محافظه‌کارش، اصلاً سوالی در این باره نمی‌پرسد و تاج هم از همه‌ی موارد متعدد تذکرات ای اف اسی فقط به به بحث تجاری شدن باشگاه‌ها و حق پخش تلویزیونی اشاره می‌کند. انگار نه انگار که ناظر ای اف اسی و نایب رئیس کمیته لیگ حرفه‌ای آسیا در سفرش به ایران روی مساله ورود زنان تاکید کرده و آن را جزو پیش‌شرط‌های تعلق گرفتن سهمیه به ایران اعلام کرده بود! واقعاً نمی‌فهمم وقتی ایرنا هم، منظورم همین تریبون رسمی دولت فخیمه‌ی خودمان است، مصاحبه‌های مختلف در این باره انجام می‌دهد و این‌قدر روی مثبت بودن ورود زنان به ورزشگاه‌ها تاکید می‌کند، ترس این برنامه‌سازان و مجریان تلویزیون از مطرح کردن موضوع برای چیست؟

مرتبط:
نامه‌ی کمپین "دفاع از حق ورود زنان به استادیوم‌ها" به نائب رئیس کمیته‌ی لیگ حرفه‌ای آسیا
ا

۱۳ اسفند ۱۳۸۶

۱۴ دی ۱۳۸۶

عالی

لطفاً افرای بیضایی را ازدست ندهید! ا

۱۰ آبان ۱۳۸۶

اعتراض به سهمیه‌بندی جنسیتی

دولت‌ها در کشورهایی مثل ایران که به صورت متمرکز اداره می‌شوند و همه چیز توسط نهادهای بالادستی کنترل می‌شود، نقش مهمی در تسهیل یا دشواری زندگی افراد بازی می‌کنند. بارها اما، به‌ویژه هنگام تصمیم‌گیری‌های حساسی مثل انتخابات و این‌ها، شخصاً به این نتیجه رسیده‌ام که به نقش تسهیل‌گر دولت برای پیشبر تغییرات در مسائل فرهنگی و اجتماعی (سیاسی که جای خود دارد!) چشم نداشته‌باشم و گزینه‌هایی را انتخاب کنم که لااقل شر نرسانند و اگر از آن هم گریزی نبود، شر کمتری برسانند و به‌جای سنگ‌های بزرگ و سنگین، سنگریزه بیاندازند پیش روی فعالیت‌های پایین به بالایی که در جامعه، توسط نهادهای مدنی انجام می‌شود. این‌ روزها اما این طمع هم بسیار بزرگ و خوش‌بینانه محسوب می‌شود و همین‌طور سد و مانع و بلا است که توسط تصمیم‌گیرندگان دولتی سبز می‌شود در برابرمان. آن‌قدر که گاهی انسان می‌ماند کدام موضوع روز را انتخاب کند برای بحث و نیرویش را جهت حل کدام مشکل بگذارد.


در میان همه‌ی بلاهای غیر‌آسمانیِ اخیر، فکر کردیم مساله‌ی "سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها" جزو مهمترین‌ها است این روزها. به‌خصوص که نتایج عجیب و غریب کنکور86 تازه اعلام شده و خانواده‌های بسیاری انگشت به دهان مانده‌اند که چگونه می‌شود دخترانشان با این رتبه‌ها جایی قبول نشده‌ باشند و یا مجبور باشند که دل خوش‌کنند به انتخاب‌های آخر که بی‌شک دلخواه‌شان نبوده.

پرونده‌ی جدید سایت میدان درباره‌ی این موضوع است. قرار شده شبکه‌ی وکلای داوطلب هم وکالت خانواده‌ها را قبول کنند و شکایت‌هایشان را به جایی برسانند. بچه‌های کمیسیون زنان دفتر تحکیم هم که پیشتر این بحث را دنبال کرده‌بودند، همکاری می‌کنند در جمع کردن این پرونده. خلاصه امیدواریم مستندهای خوبی به‌دست بیاوریم و اعتراضی درست و حسابی بکنیم به تصمیم‌های خلق‌الساعه و غیرقانونی. غیرقانونی از آن جهت که هنوز مجلس هیچ مصوبه‌ای درباره‌ی سهمیه‌بندی جنسیتی نداشته که عزیزانمان در وزارت علوم به رشته‌های پزشکی بسنده نکرده‌ و امسال سهمیه‌ها را بدون اعلام در دفترچه، در همه‌ی رشته‌ها اعمال کرده‌اند!


بقیه‌ی مسائل را می‌توانید در سایت میدان پیگیری کنید. لطفاً مستندی هم اگر دارید از این جریان به آدرس sahmieh@gmail.com بفرستید.

۳۰ شهریور ۱۳۸۶

فولادشهر 20هزار پسری نبود

بالاخره دو خبرنگار دختر اصفهانی به ورزشگاه راه یافتند.
خبرش را اینجا بخوانید.
منتظر گزارشهای کامل خبری و تصویریش هم در سایت میدان باشید.
ا

۲۸ شهریور ۱۳۸۶

زنان اصفهانی در استادیوم؟

الان ساعت حدود 4 عصر است و این یعنی تنها دو ساعت و نیم مانده به شروع مسابقه‌ی فوتبال تیم‌های سپاهان و کاوازاکی ژاپن. بازی امروز سوای نتیجه‌ی آن‌ و حساسیت بالایش برای فوتبال کم افتخار این روزهای ایران، به این خاطر مهم است که ممکن است دو تماشاچی زن اصفهانی بتوانند جواز ورود به ورزشگاه را بگیرند. اجازه‌ای که پیشتر از این برای تماشاچیان زن ژاپنی صادر شده و آن‌ها بی‌مشکل روی سکو‌ها می‌نشینند. کلاً قضیه هیجان‌انگیز است. نمی‌دانم این دوستان هم روسری سفید سر می‌کنند یا نه. امیدوارم تلاششان نتیجه دهد. بازی دوباره قرار است آغاز شود انگار.
گزارش زیر را برای اسپارترا نوشتم که این‌جا هم می‌گذارم: ا

سپاهان-کاوازاکی و تلاش برای حضور زنان در استادیوم

هر بار به مسابقه‌ای ملی نزدیک می‌شویم و قرار می‌شود تیم فوتبالی از کشورمان روبروی تیمی از کشوری دیگر قرارگیرد و روی چمن سبز، 90 دقیقه شانسش را برای شکست حریف امتحان کند، موضوعِ حضورِ زنان در ورزشگاه هم تبدیل به سوژه خبری مهمی می‌شود و برای مدتی کوتاه هم که شده، نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند. این بار بهانه، مسابقه‌ی تیم‌های سپاهان اصفهان و کاوازاکی ژاپن است که از سری مسابقات جام باشگا‌ه‌های آسیا، روز چهارشنبه 28 شهریور در اصفهان برگزار می‌شود. از مدتی قبل، جمعی از دخترانِ اصفهانی با امضای طوماری خواستارِ حضور در استادیوم و تماشای این بازی شدند. تلاش برای ورود به استادیوم وقتی شدت گرفت که به آن‌ها خبر دادند مثل همیشه زنانِ کشورِ میهمان اجازه‌ی حضور در ورزشگاه را دارند اما زنان ایرانی نمی‌توانند تیمِ کشورشان را روی سکوها تشویق کنند. این درحالیست که ممانعت از حضور زنان در ورزشگاه‌ها نوعی از تبعیض جنسیتی شناخته شده و در اساسنامه‌ی جدیدِ فدراسیون فوتبال ایران که به تاییدِ فیفا هم رسیده، برای عاملینِ آن مجازاتِ تعلیق پیش‌بینی شده‌است.


سمیه یوسفیان، یکی از روزنامه‌نگارانِ حوزه‌ی ورزش در اصفهان که از ابتدا پیگیر این مساله بود در گفتگو با روزنامه‌ی سرمایه عنوان می‌کند: "قضيه از يك طرف ممانعت از ورود ما به استاديوم است و از سوي ديگر تبعيض‌هايي كه در اين زمينه مشاهده مي‌شود. خانمِ آجرلو نماينده‌ی مردم كرج در مجلس شورای اسلامی به‌راحتی می‌تواند در جايگاه ويژه‌ی ورزشگاه حاضرشود و در كنار قلعه‌نويی و علی پروين بازی فوتبال را از نزديك ببيند اما خبرنگاران ورزشي نمی‌توانند در جايگاه حاضر شوند." به گزارش روزنامه‌ی سرمایه، نجمه کرمی، یکی دیگر از ورزشی‌نویسانِ فعال در این زمینه در پاسخ به اين‌كه "چرا چنين محدوديتی اعمال می‌شود و توجيه مسوولان براي ارائه‌ی مجوز به حضور زنان ژاپنی بر چه اساسی صورت گرفته است"، مي‌گويد: "آقای اكبر ابرقويی، رييس هيات فوتبال استان اصفهان خيلي شفاف به ما اعلام كردند كه دليل اين‌كه به زنان ژاپنی مجوز حضور در استاديوم را مي‌دهيم، اين نكته است كه در صورت ممانعت از ورود آنان كشور ژاپن عليه فدراسيون فوتبال ايران شكايت خواهد كرد، اما در مورد شما اين قضيه صدق نمي‌كند، چرا كه علاقه‌مندی‌های ملی شما مانع از آن می‌شود كه بخواهيد مستقيما از ما شكايت كنيد*".

شنیدن چنین سخنی از زبان یک مسوول بلند‌پایه‌ی فوتبال، نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتقادی تصمیم‌گیرندگان به حقوق مدنی افراد و بی‌اعتنایی آنان به تبعیض آشکاری است که این بار نه فقط بین مردان و زنان، که میان زنانِ ایرانی و خارجی وجود دارد و باعث می‌شود این‌چنین حقوق شهروندی زنانِ کشورمان نادیده‌ گرفته‌شود.


به‌هرحال تلاش‌های این دخترانِ اصفهانی برای دیدن بی‌واسطه‌ی زمینِ سبزِ مسابقه و تجربه‌ی شور و هیجانِ بالای این مسابقه کماکان ادامه‌ دارد. باید تا ساعت 6:30 دقیقه‌ی عصر امروز منتظر بود و از نتیجه‌ی این تلاش‌ها با‌خبر شد. تلاش‌هایی که بی‌شک به یک مسابقه و حضورِ چند نفر ختم نمی‌شود و باید تا گرفتنِ حقِ ورودِ آزادانه‌ی زنان به ورزشگاه‌ها ادامه یابد.


* عباراتِ داخل گیومه به نقل از سایت کانون زنان ایرانی آورده شده‌است.

۲۵ خرداد ۱۳۸۶

قهرمانِ زن

جالب بود برایم که امروز صبح پخش مستقیم مسابقات اتوموبیلرانی کلاس 1600 جی تی را این قدر با اشتیاق دنبال می کردم و دوست داشتم تنها شرکت کننده زنِ در آن قهرمان شود. لاله صدیق که اکنون دیگر راننده با تجربه ای به حساب می آید و جایگاه خود را در این رشته به همه ثابت کرده، به خاطر مقام های قبلی در خط اول مسابقه قرار گرفته بود و تا آخر هم جایگاه خود را حفظ کرد و با فاصله نسبتاً زیاد با نفر دوم، قهرمان مسابقات اتوموبیلرانی کشور در این کلاس شد. مجری برنامه هم از تعریف کردن کم نگذاشت و به خصوصیات خیلی خوب رانندگی و کنترل ماشین او چندین بار اشاره کرد.


به نظرم در شرایط حاضر کشورمان که زنان این قدر با محدودیت های گوناگون در همه عرصه ها و از جمله ورزش روبرویند، قهرمانی لاله صدیق با وجود حضور مردانِ با تجربه مساله مهمی است و نمی توان صرفاً با دید انسانی به آن نگاه کرد و تفاوتی برای او به سبب زن بودنش قائل نشد. متاسفانه این فرهنگ جنسیت زده موجود است که نگاهی جنسیتی را به ما هم تحمیل می کند و سبب می شود تفاوت بگذاریم میان قهرمانی که موانع بسیار بیشتری را پشت سر می گذارد برای رسیدن به سکوی نخست و دیگرانی که در ابتدای راه چندین دور نسبت به او پیش تر بوده اند و مسیری سهل تر را پیش رو داشته اند برای ورود و ادامه کار در این عرصه. شاید این از جمله تبعیض های مثبتی باشد که این بار تنها در درونمان برای ورزشکاران سخت کوشی در نظر می گیریم که بی شک راه یکسانی را نپیموده اند نسبت به رقیبان غیر هم جنس برای قهرمانی. افزایش شمار این افراد، برابری زنان و مردان را در بسیاری از عرصه ها ثابت می کند و راه را بر اندیشه های ناصوابی که فرهنگ فرادست و فرودست رایج را بازتولید می کنند، می بندد.


بی صبرانه روزی را انتظار می کشم که بتوان بدون نگاه به جنسیت افراد، معیارهایی حرفه ای و تکنیکی برگزید برای ارزش گذاری نحوه کار و کوشش زنان و مردان کشورمان در همه حضورهای عمومی و بی مشکل آن ها در جامعه. اما تا آن وقت حق بدهید که گاهی از موفقیت زنان در ارزیابی های مشترک با مردان، بیشتر خوشحال شویم و این را به حساب دیدگاه جنسیتی دلخواه ما و افتادن از سمت دیگر بام نیاندازید.


مرتبط:
لاله صدیق تقلب کرده است؟

۲۸ بهمن ۱۳۸۵

تبعیض

وقتی در پست قبلی، برای دوستانم در پیش برد اهداف انسانیشان آرزوی موفقیت کردم و آن گاه که از امیدواریم برای صرف فعل موفقیت در اول شخص جمع نوشتم، از امیدهای واقعیم حرف می زدم. برای همین هم بود که بخش عمده آن مقاله، در مورد جا انداختن این موضوع بود که مردان هم ضربه های بزرگی می خورند از رواج مناسبات مردسالارانه در جامعه. اما هنگامی که از مکالمات رد و بدل شده در دومین جلسه تدوین منشور زنان در مورد حضور یا عدم حضور مردان با خبر می شوم، می فهمم که تلقی هایمان بسیار فاصلا دارد با چیزی که بتوان مشترکش خواند! وقتی بیشینه فعالان یک حرکت اجتماعی، این گونه بر مرزبندی با هم نوعانشان تاکید می کنند و اصرار دارند که بخش هایی از یک جنبش مشترک تنها از آن خودشان است، اگر پایه های استدلالیت سست باشد و یا اطمینان نداشته باشی بر مسیری که در آن گام نهاده ای، ممکن است بر غلط خواندن کلیشه های جنسیتی و نادرست فرض کردن مرزبندی های مرسوم هم شک کنی! می گویند در مسیر ایجاد تغییر در هر روند نادرستی، مشیی موفق است که در حرکتی تدریجی معاند را به مخالف، و مخالف را به موافق بدل کند. بعید می دانم مسیر اختیار شده توسط دوستانم این گونه به آینده نظر داشته باشد...

از آرزوهای دوگانه نوشتار قبل، قسمت دوم را برای خود نگاه می دارم و بخش اول را دوباره تقدیمشان می کنم. پیروز باشید دوستان من که هدفتان، هدف ما نیز هست و اصلا در تلاش برای رسیدن به جامعه ای برابر، صحبت از شما و ما، معنایش را از دست می دهد. کاش همه مان این را درک کنیم!