۱۰ خرداد ۱۳۸۷

کیش

گرم است و شرجی و خلوت. عصرش را ندیده ام هنوز که شلوغ است لابد.
دو روزی کیش ماندگارم انگار تا یکشنبه قایق یا لنج بیاید و برویم سر دکل. فعلاً بد نمی گذرد به پسرک.

۳ نظر:

آزاد مرد گفت...

خوش بگذره. جاي قشنگيه.
جاي ما هم خالي :)

حسین هستم، شیرزادی گفت...

سلام پسرک
تنها در هزار طبقه نشسته ام و سروش میشنوم و مینویسم ...
جایت بسیار خالیست برادر و با هزار نگرانی بر دل نشسته ام که چگونه روزگار میگذرانی و باز هم به یادم مینشیند کلامت که میگفتی احساساتی نباش و بعد که میخوانم میبینم که کار از کار گذشته و دیر یادم افتاده نصیحتت برادر و احساساتی شده ام...
شاید همین کوتاه کافی باشد برای اطلاع از غم نبودنت...
مواظب باش پسرک...

امیر حسین گفت...

بین دو تا پست که گذاشتی 35 روز فاصله است. از کیش تا روی دکل.