۳۰ بهمن ۱۳۸۵

ستاره

کم می آورمت

در پیاده روهای بی سنگ فرش

و آسمان های کبود

آه...

ستاره ام را ندیده ای؟

۷ نظر:

ساقی گفت...

برو جلو آینه تا ببینیش:
ستاره هایی رو که تو چشات از بس که می درخشن

roozbeh گفت...

نبودن که!
;)

sara گفت...

لابد باد با خودش برده برادر

roozbeh گفت...

آخه ساقی رو صبح دیدم حتما بود که نوشته دیگه! بعدشم که من جایی نرفتم که باد داشته باشه! :D

مهران گفت...

یقین دارم که تو چشمات ستاره هست رفیق اما اما امیدوارم ستاره ات هم دنباله دار باشه

roozbeh گفت...

:) چقدر این دو نفر دوست داشتنی اند. البته خواهر اون یه نفر هم ایضا...دلگیر نشه! ;)

aminsobhi گفت...

سلام دوست من

برای مشاهده وثبت اعتراض خود نسبت به سئوالات توهین آمیز به ساحت پیامبر اسلام در آزمون ضمن خدمت «سیره نبوی فرهنگیان» کلیک کنید.
http://payambar.ir/GotoPost.aspx?PostId=5595