۲ اسفند ۱۳۸۵

مرداب

دلم شعر می خواهد

صدای دلپذیری که بیاید و آرامم کند در میانه آشفتگی های شبانه

دلم می خواهد کسی این دور و بر ها بخواند:

"حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کارام درون دشت شب خفتست..."

دلم کمی زندگی می خواهد، کمی شور، کمی نور

همین!

اگر دیدید، خبرم کنید

۳ نظر:

شیوا گفت...

هدیه خدا..برای من..
شاید..
اره خوبم..
خوشحال..
اما امیدوارم گوش شیطون کر باشه ..

roozbeh گفت...

:) من هم امیدوارم دوست من

امید گفت...

به زودی ! فریاد خواهم زد.