۱ اسفند ۱۳۸۶

کار

نان داغ، پنیر کاله، سبزی تازه، نوشیدنی دلخواه و املتی که با کره درست کردم؛

میهمانی کوچکی که برای آغاز دورانی تازه ترتیب دادم، چیزی کم نداشت؟

۵ نظر:

Sheedeh گفت...

delam xaast Rouzbeh! dahanam aab oftaad:(

روزبه گفت...

:) تو که یه آشپز توپ پیشت هست شیده‌جان!
بگو دو سوت واست بپزه! ;)

Nima گفت...

:)می گفتی بیایم تنها نباشی

شیوا-دلشوره های من گفت...

خیلی وقته املت نخوردم
دلم ماسوله خواست...
چراغ های رابطه روشن هستند..اما گاهی همه چیز اینقدر تلخ و خاکستری ه عذاب اوره که 40چراغ رابطه هم نمی تونه کاری بکنه
مثل امروز های من...

نيما گفت...

سيگار بعدشو يادت رفت! آقا مبارکه راستی.