۲ تیر ۱۳۸۶

سیمای چند صدایی

برنامه "مردم ایران سلام" را می بینم. نه این که هر روز از صبح زود پای تلویزیون نشسته باشم و 2 ساعت و نیم صبحگاهی را به آن اختصاص دهم. معمولاً در زمان بخش اعظم برنامه هنوز از تخت جدا نشده ام. اما پس از بیداری عموماً کار اولم فشردن دکمه شماره 2 کنترل تلویزیون است. امروز این برنامه یک ساله شد. برنامه ای که با گرد هم آوردن مجریان مختلف و صحبت از هر دَری در اولین ساعات روز، نقش بزرگی در شکل دهی به افکار عمومی کشورمان و تغییر یا باز تولید فرهنگ رایج در جامعه می تواند داشته باشد. این پُست را برای تجلیل از سازندگان چنین برنامه ای نمی نویسم اما...


نمی دانم چرا مجری خوش صحبت برنامه این قدر اصرار دارد در تفکیک وظایف مردانه و زنانه در جامعه و القای ویژگی های لطیف و همراه با کرشمه به زنان! این را چند باری از او دیده بودم و چون در اغلب موارد مخالفتی هم با او نمی شد، به راحتی از قاب تلویزیون روی ذهن های بینندگان تاثیر می گذاشت و با آن حجم عظیم مخاطب تلویزیونی، امید هامان را برای تغییر نگاه های سنتی به زن و مرد کم رنگ و کم رنگ تر می کرد. امروز اما اتفاق جالبی افتاد. به مناسبت همان قضایای سالگرد و این ها مهمانان زیادی داشت این برنامه. از جمله دکتر هاشم رفیعی تبار که به گفته خود مجری پدر علم نانوتکنولوژی در ایران است و پریوش نظریه که هنرپیشه ی سینما است. اتفاقاً دوباره فرصتی دست داد که مجری به بحث مورد علاقه اش اشاره ای کند و به حوزه های اختصاصی زنان از جمله مدیریت منزل و تربیت فرزندان بپرازد. این بار اما خانم مهمان اعتراض کرد که این ها همه ی نقش زن در جامعه نیست و آقای مهمان به شدت پشت او آمد که اصلاً مجری باید عذرخواهی کند (نه با لحن تند و تلخ البته) و باید حضور زنان در جامعه را پر رنگ کنیم و شاید به جز معدودی از عرصه ها که به قوای جسمانی بالا احتیاج دارد، زنان می توانند به هر فعالیتی در جامعه مشغول شوند و آماری هم از دانشگاه محل تدریسش ارائه کرد که برتری مطلق زنان را در تعداد دانشجو می رساند. این بار هرچه مجری اصرار می کرد که آخر تفاوتی هست و نمی شود، مهمان ها نمی پذیرفتند تا این که بحث عوض شد و فقط آقای مجری عزیز با رویی خندان گفت که هنوز مشکلاتی با این فکر دارد که آن را به بحث در جایی دیگر موکول می کند.


قصدم از نوشتن این پُست زیر سوال بردن این برنامه و مجری آن که به کار خود به خوبی وارد است هم نبود. تنها می خواستم به گوشه ای از روند بازتولید ذهنیت های جا افتاده در جامعه اشاره کنم و دشواری ایجاد تغییر، آن هم به شکل پایدار در افکار عمومی رایاد آور شوم. بعید می دانم که جناب مجری با قصد و غرض این گونه از نظریاتش دفاع می کرد یا نقشه ای داشت برای جا انداختن آن ها در بین مردم. او عقیده شخصی خود را می گفت و آن چه را که در سالهای عمر از همین جامعه آموخته بود پس می داد اما شاید در آن لحظه از یاد برده بود تریبونی با مخاطب میلیونی در اختیار اوست و باید بیشتر دقت کند در اظهار نظر در حوزه هایی که تخصص او نیست. کاش بخش کوچکی از این تریبون ها که شمارشان کم نیست، به دیگرانی که نظرهایی از جنس دیگر دارند تعلق داشت...

آرزو هم که عیب نیست مگر نه؟!


مرتبط:

پرستو مفصل تر نوشته در همین باره.
يک صبحانه‌ی دلپذير در غلاف تمام فلزی.

۱ نظر:

azam_khalily گفت...

جناب آقاي روزبه ميرچرخچيان تبريك صميمانه اينجانب را به دليل ابداع خط و زبان جديد كه از تك واج هاي .... و :D و سكوت تشكيل شده است و فقط شخص شخيص حضرتعالي عالم به معاني آنها ميباشيد پذيرا باشيد
هر چند من همه رو اونطوري كه دوست داشته باشو معني ميكنم ولي برادر من انصاف داشته باش اين چه كامنتيه آخه آدم نميفهمه خفه شوه ، آي گفتيه ، بميريه چيه !!!!