۱۸ دی ۱۳۸۶

باورکن...

می‌دانم که لال می‌شوم
شماره‌ها را که بگیرم، لب‌هایم بسته می‌ماند؛
به امید صدای پایان‌ناپذیرِ سکوت که فریاد‌ها را آرام کند! ا
می‌دانم که لال می‌شوم
دلم اما مدام هاشور می‌خورد از سایه‌ی خیال‌های نوک‌تیز
و طعم شوری که تمام وجود را لبریز می‌کند
می‌دانم که لال می‌شوم
همه‌ی شماره‌گیر‌های عالم را که داشته باشم، ا
و تمام واژه‌های دنیا هم صف کشیده باشند برای بیرون زدن، ا
می‌دانم که لال می‌شوم... ا

۵ نظر:

hossein گفت...

salam refighe burzhuaaaaye laanati ke mitavani 8000 toman pule belit bedi o badesham biay dele refighet ro besuzuni ke bah bah o chah chah ....
ma che gonahii kardim ke ham be aghaye beyzaee eradat darim va ham pul nadarim ke veravim o bebinim ???
boro khejalat bekesh ....

hossein گفت...

http://www.theater.ir/article.aspx?id=13745

ناشناس گفت...

miss you Rouzbeh :) a lllot!

Sheedeh گفت...

miss you Rouzbeh :) a lllot!

roozbeh گفت...

ما بیشتر شیده خانوم گل :)
کلی به یادتونم. شماره تماس جددتونو واسم ایمیل کن. کاش خوش بگذره بهتون زیاد. سلام هم زیاد برسون به پیام ها :)