۱۴ اسفند ۱۳۸۵

دوشنبه

"صفحه کهنه یادداشتای من
گفت دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو میگه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه"


آخ اگه بارون بزنه...

پی نوشت:
نیما گفته فردا بعضی از دوستانمان آزاد می شوند.
کاش...همه...زودتر

۱ نظر:

امید گفت...

خبر خوشحال کننده ای بود!
اما به نیما هم گفتم! فعلا که گویا اکثر فعالان برای 8 مارس در بندند! راهی هست که بشه اکثر مراسم رو حتی بدون حضور سخنران یا برگزار کنندگان اصلی اجرا کرد؟