۳۱ فروردین ۱۳۸۶

قدرت

تا حالا شده است با تمام وجود احساس قدرت کنید؟
آن قدر که فکر کنید همه چیز زندگی دست خودتان است و نه هیچ کس دیگری؟
وقتی در اتوبان های خلوت تهران، شبانه هایتان را گاهی با 20 و گاهی با 100 کیلومتر در ساعت نفس بکشید و با آهنگ دلخواهتان گاه با زمزمه و گاه با فریاد همراه شوید، می فهمید که چه می گویم. در آن اوج تنهایی به فراغتی می رسد انسان از هر چیز جهان که لذت را با تمام وجود درک می کند و هر آن چه انرژی نیاز است باز میابد برای زندگی...
امیدوارم زندگی را تجربه کنید

۴ نظر:

هفت حرف گفت...

بسم الله
عرض سلام و ادب ...
وبلاگ دانشجویی "هفت حرف" از روز شنبه شروع به کار کرده است ...
"هفت حرف" متشکل از هفت موضوع متنوع اندیشه ، هنری ، اقتصادی ، سیاسی ، ادبی ، اجتماعی و حقوقی است که در هفت روز هفته به صورت هر روز یک موضوع به روز می شود و از ده نویسنده برای نگارش مطالب بهره می گیرد که این جدای از هیئت تحریریه آزاد آن است ...
در ضمن "هفت حرف" بخش های دیگری از جمله سرمقاله ، هفت خبر (اخبار روز سایت های دیگر) و هفت لینک (بخش پیوندهای وبلاگ) دارد که مورد اخیر نیز به صورت موضوعی مجزا و معین شده است و در صورت تمایل شما به گذاشتن لینکتان در وبلاگ ، این امر قابل بررسی می باشد...
رعایت این نکته لازم است که دوستانی که تمایل به لینک شدن در "هفت حرف" دارند ، بهتر است ذکر کنند که وبلاگ شان مرتبط با کدام یک از زمینه های سیاسی، اجتماعی، اندیشه، اقتصادی، حقوقی، ادبی، هنری است و در صورت چند موضوعه بودن وبلاگ،خود تمایل دارند لینک وبلاگشان در کدام بخش گذاشته شود .
مضافا اینکه کسانی که می خواهند از بخش "نویسنده مهمان" وبلاگ استفاده کنند ، می توانند مطلب ابتدایی خود را برای پست الکترونیک وبلاگ (haftharf@yahoo.com) بفرستند تا ضمن آشنایی متقابل ، امکان همکاری های متعاقب فراهم گردد.
"هفت حرف" از همین ابتدا بر آن است تا تمامی تلاش خود را برای کسب نظر همه علاقه مندان انجام دهد و از همین رو خواهشمند است که شما "هفت حرف" را از نظرات خویش بی بهره نگذارید ...
با تشکر ...
هفت حرف

الهام گفت...

با اینکه تجربه اش نکردم ولی تونستم تا حدودی درکش کنم....

azam_khalily گفت...

شهر من مثل تهران تو اتوبان به معنای واقعی نداره ولی یه خیابون که تازه کشیده شده و شباش معرکس هست ماشین من مثل ماشین تو مطمئن نیست رانندگیم هم به دلیل تجربه کمترم مثل رانندگی تو نیست ولی این تجربه رو درک کیکنم با تمام سلولهای وجودم شیشه ها بالا که بهت گیر ندن صدا تا تهش بالا دلم تنگه برای گریه کردن کجاست مادر کجاست گهواره من ... همون شهری که قد خود من بود ولی خیلی از این دنیا بزگتر ..... نگو بزرگ شدم نگو که تلخه نگو گریه دیگه بمن نمیاد.......

roozbeh گفت...

ماشین و اتوبان و سرعت بهانه است... مهم آن فراغت ناب و آن تنهایی غریب است و احساس توانایی عجیب برای انجام همه کارهای دلخواه...